ذهن بی ذهنی ....!

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 
به نام بي نام او
گزارش درمان
ذهن بی ذهنی ....!
به عبارتي بحث ذهن بي‌ذهني بحث خيلي با اهميتي است، اينجا وقتي وارد اين مسايل مي‌شويم فاز جديدي در عرفان شروع مي‌شود يعني تا اينجا يك كارهايي مي‌كرديم، يكسري شناخت‌ها بوده است؛ هوشمندي چيست؟ آن چيه؟ اتصال يعني چي؟ اتصال هست، نيست؟ ولي وقتي وارد اين بُعد مي‌شويم، بُعد ذهن‌شكني، بُعدي است كه همه آن چيز ذهن مي‌رود كنار و فاز جديدي شروع مي‌شود و اين فاز است كه به ما كمك مي‌كند كه حقيقت را پيدا كنيم، به عبارت ديگر زبان فهم حقيقت است. چون تا ما نتوانيم يكسري مسايل را ببينيم قاعدتاً مي‌مانيم پايين، پايين منظور اين است كه مجبوريم با واژه‌پردازي و كلمه و تعريف سركنيم كه اين هم كافي نيست
«آنچه انديشي پذيراي فناست 
آنچه در انديشه نايد آن خداست»
بنابراين ما دنبال مسئله‌اي هستيم كه در انديشه نمي‌آيد، پس اين تعاريف و مفاهيم خاص خودش را مي‌خواهد كه از اين انديشه بايد جدا شد، از اين انديشه جدا شد و فراتر از اين انديشه مجبوريم حركت كنيم. حالا شايد بگوييم چطوري فراتر از انديشه قرار است حركت شود؟ لذا تا اينجا انديشه به ما كمك كرده است ولي از اينجا به بعد انديشه كمك نمي‌كند، اين را همه عرفا به يك زباني مي‌گويند بعد بعضي‌ها مي‌گويند «آقا، اينها با عقل، با انديشه ...» تا يك جايي «اي برادر تو همه انديشه‌اي» تا يك جايي ولي از يك جايي به بعد ديگر انديشه ما بايد بر فراز محدوديت‌هايي حركت كند.
صوتی دورۀ شش - جلسۀ سوم - زنگ اول - استاد طاهری

Share this post

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

Joomla Templates - by Joomlage.com