بیماری اضطراب شدید

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 
به نام بي نام او
گزارش درمان
بیماری اضطراب شدید 
سلام
 
من ازسال 82باوضعیت اضطراب بسیارشدید بامنشا ناشناخته تحت نظر روانپزشک محترم جناب دکتر فرنام قرارداشتم. ایشان هرسال درفصل پاییز به طور مداوم که اکثراهرسال من حملات اضطرابی شدید همراه باافسردگی رو تجربه می کردم. داروهای مختلفی رو به من تجویز می کردند.
 
که معمولا آرامم می کرد ولی دوباره باکمال تعجب باوجود مصرف داروها بازدچار حملات اضطرابی میشدم. به طوری که حدودیک یا دوماه ازرفتن به مدرسه یا دانشگاه می ماندم. دراین مدت به شدت از وجود اضطراب ناشناخته با منشا نامشخص و واهی و ترس ازآینده درخانه بستری می شدم. به شدت درطول سال 82تا 92حدود ده سال. به طور متناوب بافاصله ی یک سال درمیان حملات شدیدی درطول فصل پاییز داشتم. درسایرماه ها هم بود.
 
ولی بیشتر درفصل پاییز. این حملات من رو از کار و دانشگاه و تحصیل باز می داشت و من مدت ها ازخانه بیرون نمی رفتم. درخانه هم هیچ چیز نمیخوردم و نه حرف میزدم و نه چیزی و به وفور گریه می کردم. احساس سردرگمی و ناراحتی و عذاب من رو یک لحظه تنها نمیگذاشت.
 
درطول این ده سال به چندروانپزشک وروان شناسان متعدد مراجعه کردم وباوجودصرف هزینه های بالا بیشتراز پیش ناامید می شدم. چه بسا مقطعی یکی ازروان شناسان باعث ایجاد حال خوب درمن می شد.
 
ولی دوباره روز ازنووروزی از نو. تا اینکه درسال 90ازطریق یکی ازروان شناسان با فرادرمانی آشنا شدم. و من با تردید و دودلی قبول کردم که ارتباط هارو بگیرم.بماند که بااولین اتصال بنده ،به چه میزان برون ریزی داشتم و مدت برون ریزی و شدت آنها بسیار طولانی و سخت بود.
 
ابتدا به این راه مردد بودم. ولی بعد از برقراری مکرر ارتباطها و تلاش فرادرمانگران حال خوب و سبکی عجیبی بعد ازسالهاحس کردم این شد که بعد ازگذشت چندماه و تحقیقات بیشتر درباره فرادرمانی این بار باعزم راسخ شروع به گذراندن دوره ها کردم. چون حس کردم چیزی که درخلال این ارتباطها کسب کردم باکل درمان هاییکه تابه حال گرفتم بسیار فرق دارند و مفیدترند. ودرمان من ازطریق خدای متعال هست.این شد که با عزم جزم به گذراندن دوره ها پرداختم. بماند که به دلایل مختلف موجود چندباربه اجبار مجبور به ترک کلاسها شدم. ولی مجدد باکمک استاد گرانقدرم که بی شک نور ورحمت الهی برقلبشان تابیده مجددا دوره هارو ازسر گرفتم. و چندترم رو هم غیرحضوری گذراندم. به مدد دوره های فرادرمانی و ایجاد بینش جدید درزندگیم و بعد از گذراندن دوره سایمنتولوژی و برون ریزی های شدید و جان فرسای این ترم ولی شیرین که به یکباره حس کردم دوباره متولد شدم ازاواخر سال 92،حس کردم طعم جدیدی اززندگی رو باحضور خدا و سایه ای که برزندگی من افکنده بود،تجربه می کنم. 
 
بی شک دراین راه بعد از زجرهایی که درطی 8الی 9سال کشیدم و بعد ازمضطر شدن و طلب کمک ازخدا،خدادرهایی رو به من گشود تا خود واقعی ام رو بشناسم ودرصدد اصلاح بینش هایم و ازطریق ذهن اشتراکی برنرم افزارهای ناخودآگاهیم بربیایم. دراین راه دوستان این راه و اساتید عزیزم بی شک حقی همچون پدرومادروخواهر وبرادر برگردنم دارند. امیدوارم باارایه این گزارش بتوانم به دوستان باشرایط مشابه بگم که اگر مضطربشوید خداراه هایی رو برشما خواهد گشود.
 
هم اکنون من به لطف خدا زندگی عادی دارم.نمی گویم ازهرحیث موفق هستم چون کمال مخصوص خداست. ولی من شفایم رو گرفتم و مانند بسیاری که قدر سلامت خودرو نمی دانند. هم اکنون ازسلامت روحی و جسمی برخوردارم. البته میزان یک ونیم عدد قرص هم اکنون برای وسواس فکری هم که داشتم زیرنظر روانپزشک مصرف می کنم. واین رو هم بگم که ایشان ازروند بهبود و سیردرمان من بسیارشگفت زده ست و مدام من رو تشویق می کنه. ناگفته نماند ایشون درخیلی مواقع می گفتند که بهبود تو میتواند درصدی باشد و بنابه تلاش خودت. ولی هم اکنون بالطف خدا ایشان درصدبهبود من رو بسیاربالا و درحد نزدیک به شفای کامل می دانند.
 
باامیدموفقیت برای همه عزیزان
درپناه لطف الهی

Share this post

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

Joomla Templates - by Joomlage.com