نظریه پیوند شعوری اجزاء

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

به نام خدا

نظریه پیوند شعوری اجزاء


محمد علی طاهری

 

 

فرادرمانی شاخه‌ای از درمانهای مکمل است و بر اساس نظریه "پیوند شعوری" یا "اشتراک شعوری اجزا" بنا شده است. طبق این نظریه، هرگاه بین شعور اجزا و شعور کل ارتباط برقرار شود، شعور کل از طریق شعور ذهن قادر به اصلاح، ترمیم و درمان ذهن، روان و جسم گردیده، شفا و بهبود تحقق پیدا می کند. شعور اجزا شامل شعور بی نهایت بخش های وجودی انسان میباشد و شعور کل، شعور و هوشمندی حاکم بر جهان هستی است. با پیوند شعور جزء و کل، "حلقه پیوند شعوری" تشکیل شده و بخش مدیریت توزیع شعوری ذهن تجهیز میشود و با کلیه اجزاء در ارتباط قرار میگیرد و از این طریق همه اجزاء آن را اسکن نموده و اصلاح میکند.
اسکن عبارت است از، زیر ذره بین قرار گرفتن اجزای وجودی فرد از طریق پیوند شعوری به منظور پیدا نمودن معایب و بیماریهای آشکار و پنهان وجود او. پس از برقراری ارتباط فرادرمانی، بیمار به طور خودکار تحت اسکن قرار گرفته و بیماری های او آشکار گردیده و به دنبال آن مطابق نمودارهای مشخص و معلوم بیرون ریزی آن بیماریها آغاز میگردد. بیرون ریزی نیز روندی است که به دنبال آن، سلول آثار بیماریها و مشکلات گذشته و حال خود را آشکار میکند. از این طریق آثار و تنشهای بیماری از بین رفته و روند بهبودی آغاز میگردد.

 

 

 

شکل شماره 1 – پیوند شعوری

 

بدن در قسمت مولکولی خود و در بخش ریز ذره ها مانند همه اجزای جهان هستی از تارهای مرتعش ساخته شده و از این ارتعاش است که بخش مادی جسم شکل پیدا میکند. عاملی که این ارتعاش و حرکت را جهت داده و به وجود آورده است، همان شعور حاکم بر جهان هستی میباشد. پس هم دنیای ریز ذره و هم وجود انسان، با شعور هستی ارتباط تنگاتنگ دارند (شکل شماره 1 – پیوند شعوری).
از مجموع شعور اجزاء، شعور کل حاصل میشود که شامل مجموعه شعوری است که اجزا به خودی خود از آن بهرهمند نیستند. شعور کل (شبکه شعور کیهانی) مجموعه هوشمندی و یا آگاهی حاکم بر جهان هستی بوده که عنصر اصلی جهان هستی میباشد. برای مثال یک سلول نمیداند به کجا میخواهد برود، ولی وقتی صد تریلیون سلول گرد هم جمع شدند، اطلاعاتی شکل می گیرد که یک سلول به تنهایی نمیتواند آن را به کار بگیرد.
در نتیجه، اتصال و پیوند انسان به شعور کل (شبکه شعور کیهانی) میتواند برای او کارهایی را تحقق بخشد که خود او به تنهایی قادر به انجام آن نیست. یکی از این موارد خود درمانی است که موضوع مکتب "فرا درمانی" میباشد.
منظور از اتصال در فرادرمانی، برقراری نوعی ارتباط با شبکه شعور کیهانی است که هیچ تعریف دقیقی برای آن نمیتوان ارایه کرد، زیرا در دنیای بیابزاری انجام میگیرد و ما فقط میتوانیم "آثار" آن را مورد بررسی قرار دهیم و نه خود اتصال را. انجام اتصال صرفاً با یک توجه کوتاه (نظر) صورت می گیرد که موجب برقراری پیوند شعور جزء و کل می گردد و به دنبال آن، آثار این پیوند آشکار می گردد که موضوع فرا درمانی می باشد.



تعریف نظر

همانطور که گفته شد در این دیدگاه با بخش غیرقابل تعریف سروکار داریم. زبان ارتباط با این بخش غیرقابل تعریف که اساس فرادرمانی را تشکیل می دهد، نظر نامیده می شود. نظر، برای شروع فرادرمانی توسط فرادرمانگر انجام می گردد اما این مفهوم خودش در عرفان غیر قابل تعریف می باشد. مثلا می توان نیت را تعریف کرد، یک خواست قلبی و یا... اما نظر حتی از نیت هم کوتاه تر است و حتی عبارت «توجه کوتاه» برای توضیح این موضوع هم عبارت مناسبی نیست. فرادرمانی با نظر آغاز می گردد.



فرضیه اینترنت کیهانی

می‌توان بحث هوشمندی و اتصال جزء و کل را با یک مثال دیگر باز کرد. هرگاه بین اجزای شعوری وجود انسان پیوندی با شعور کل برقرار شود همانند این است که شعور ذهن به سایت کارخانه سازنده وصل گردد تا به روز شده و قابلیتهایی را در اختیار آن قرار دهد ،طبق این فرضیه بدن انسان سیستم ناقصی است و بسیاری از برنامه‌های طراحی شده برای آن، بالقوه می باشد و بالفعل نیست ما جزیی هستیم که با کل معنا می‌گیریم. هوشمندی به مثابه همان اینترنت کیهانی است که با اتصال به آن بسیاری از توانایی های بالقوه، به بالفعل تبدیل می شود. فرادرمانی بر اساس اتصال این هوشمندی جزء و کل از طریق یک «نظر» که در عرفان تعریف می شود، کار درمانی را انجام می‌دهد.
لازم به ذکر است درمان و بهبودی، شامل کلیه ی برنامه های عیب یابی، بهبود و ترمیم سلول، عضو مربوطه و ... است که در «اینترنت کیهانی» وجود دارد و همان گونه که ذکر شد، از آن جا که برنامه نرم افزاری همه ی اجزای هستی در این اینترنت با عظمت کیهانی موجود است، آن را « شبکه شعور کیهانی» نامیده ایم. بنابراین، برای «اینترنت کیهانی» فرقی ندارد که سلول متعلق به انسان، حیوان و یا گیاه باشد و از طریق آن، حتی تاثیر بر روی مولکول ها و میکروارگانیزم ها نیز امکان پذیر است.
دو طب مکمل ایرانی «فرادرمانی» و «سایمنتولوژی» از دستاورد های کار با «اینترنت کیهانی» هستند که در آن ها انسان، حیوان یا گیاه بیمار به عنوان یک کاربر به آن متصل شده و برنامه های عیب یابی، ترمیم و ... را دریافت می کند و به دنبال آن درمان تحقق می یابد. در این روش درمانی، درمان حیوان و گیاه نیز از طریق انسان و با به کارگیری امکانات اینترنت کیهانی انجام می شود و این تجربه ی کار با «شبکه ی شعور کیهانی» نشان می دهد که کیهان موجودی است یک پارچه، زنده و هدفمند.


 

شبکه شعور کیهانی

ماده و انرژی و یا به عبارت دیگر ساختار جهان هستی، از حرکت آفریده شده است، از این رو جلوه های گوناگون آن نیز ناشی از حرکت است. از آنجایی که هر حرکتی نیاز به محرک و عامل جهت دهنده اولیه دارد، لذا این عامل، آگاهی و یا هوشمندی حاکم بر جهان هستی می باشد که آن را "شبکه شعور کیهانی" می نامیم. بنابراین جهان هستی در اصل از آگاهی آفریده شده است.
نظر به اینکه آگاهی نه ماده است و نه انرژی، بنابراین بعد زمان و مکان بر آن نیز حاکم نبوده و درمان به کمک این شبکه از راه دور و نزدیک امکان‌پذیر است. همچنین فاقد کمیت بوده و قابل اندازه‌گیری نیست و همان گونه که ذکر شد، فقط با ایجاد انگیزش‌هایی در بدن بیمار، نقطه اثر آن آشکار می‌شود. بنابراین، درمانگر نمی‌تواند از بابت قدرت آن، چیزی را به خود نسبت دهد.
در این شاخه‌ درمانی، بیمار توسط فرادرمانگر به شبکه شعور کیهانی متصل شده و ضمن ارایه اطلاعاتی از نحوه اتصال خود، از طریق گرم شدن، سرد شدن، درد گرفتن، تیر کشیدن، ضربان زدن، تشنج و ... اعضای معیوب و تنش‌دار بدن او مشخص شده و با حذف علایم، روند درمان آغاز می‌شود. نام فرادرمانی نیز از آنجا بر روی این شاخه گذارده شده است که از نوعی نگرش به نام فراکل نگری ناشی شده است. در این نگرش به انسان، به وسعت و عظمت جهان هستی نگاه می‌شود نه صرفاً مشتی گوشت و پوست و استخوان. در این نگرش، انسان مجموعه‌ای است از جسم، روان، ذهن و کالبدهای متعدد دیگر، مبدل‌های انرژی مختلف (چاکراها) کانال‌های محدود و مسدود انرژی (کانال‌های مطروحه در طب سوزنی)، حوزه‌های مختلف انرژی پولاریتی بدن، حوزه‌ی بیوپلاسما، شعور سلولی، فرکانس مولکولی... و بی‌نهایت اجزای تشکیل دهنده‌ی ناشناخته‌ دیگر. در این مکتب برای درمان انسان، به همه‌ی اجزای وجودی او توجه شده و کل وجود، به طور همزمان در ارتباط با شبکه شعور کیهانی قرار می‌گیرد تا با صلاحدید و هوشمندی آن، نسبت به رفع اختلال در اجزای مختلف، کارهای فرادرمانی لازم، توسط شبکه روی بیمار صورت گرفته و مراحل درمان را طی کند.



جهان تک ساختاری

اصل وحدت ساختاری: جهان هستی یک ساختار بیشتر ندارد و همه‌ی اجزای آن از شعور و هوشمندی آفریده شده است. مطالب زیر نشان خواهد داد که: ماده و انرژی در میدان شعوری شکل گرفته و بدون وجود چنین میدانی، هیچ گونه انرژی‌ ای نمی‌تواند وجود داشته باشد. (ماده خود انرژی متراکم است) لذا جهان هستی یک ساختار بیشتر ندارد و آن ها را که انسان به عنوان ابعاد می‌شناسد، (مانند فضای سه بعدی و زمان) همگی در این میدان شعوری است که معنا پیدا می‌کنند و در این میدان شکل گرفته و ایجاد شده‌اند.
اکنون این شعور و هوشمندی (شبکه‌ی شعور کیهانی) را از نقطه‌ نظر تئوری بررسی نموده و به همین منظور بحثی به نام "سکه‌ی وجودی" را مطرح می‌نماییم، تا در خلال این بحث بتوانیم هوشمندی حاکم بر جهان هستی را اثبات کنیم: وجود هر چیزی را درعالم هستی، مانند سکه‌ای در نظر می‌گیریم که دو رو دارد: "واقعیت وجودی" و "حقیقت وجودی".

 

 

 

واقعیت وجودی

واقعیت وجودی هر چیزی، به ما نشان می‌دهد که آن چیز وجود دارد، واقع شده، اتفاق افتاده و حادث شده است؛ بدون این که علت، چگونگی و نحوه‌ی وقوع آن، اهمیتی داشته باشد. این بخش از وجود، یا قابل مشاهده است، یا اثر خود را روی محیط می‌گذارد، یا قابل ثبت و ضبط و اندازه‌گیری بوده و یا ممکن است چند مشخصه از مشخصات فوق را داشته باشد. برای مثال، وجود یک تکه سنگ واقعیت دارد چراکه آن سنگ حادث شده و به وجود آمده است؛ چه نحوه‌ی به وجود آمدن آن را بدانیم و چه ندانیم. بعضی چیزها را هم ممکن است که نبینیم و حسی روی آن نداشته باشیم ولی واقعیت داشته باشند. مثلاً، اشعه‌ی مادون قرمز واقعیت دارد، هر چند که نمی‌توانیم آن را ببینیم و یا لمس کنیم، اما قادر هستیم آن را با تجهیزاتی اندازه‌گیری نماییم؛ حتی مورد بهره‌برداری عملی قرار دهیم.

 

حقیقت وجودی

حقیقت وجودی، موضوع‌هایی را در مورد واقعیت وجودی مورد بحث و گفتگو قرار می‌دهد که عبارتند از:
1_ علت وجودی و نحوه‌ی وقوع برای مثال، یک تکه سنگ چگونه به وجود آمده است؟ و یا جهان هستی چرا پیدایش یافته است؟
2_ طرح وجودی و مسایل پشت پرده‌ی واقعیت وجودی هر واقعیتی به دنبال طرح و نقشه‌ای می‌بایستی اتفاق افتاده باشد و با بررسی مسایل پشت پرده‌ی هر واقعیتی، می‌توان با طرح و نقشه‌ی وجودی آن واقعیت مواجه شده و آن را مورد مطالعه قرار داد. مثلاً، انسان چرا و به چه منظوری به وجود آمده است؟ و یا فلسفه‌ی خلقت جهان هستی چیست؟
3_ کیفیت وجودی هر پدیده حقیقت وجودی، چگونگی و کیفیت وجودی یک واقعیت را زیر ذره‌بین قرار داده آن را مورد بررسی قرار می‌دهد و این که آیا اصولاً چیزی وجود خارجی داشته و یا این که مجازی می‌باشد؟ برای نمونه، در مورد تصویر یک شی در آینه، حقیقت وجودی به ما می‌گوید که تصویر آن شی، واقعیت وجودی داشته و در آینه واقع شده است؛ ولی حقیقت وجودی ندارد زیرا مجازی است. پس چیزهایی می‌تواند در عالم هستی واقعیت داشته و واقع شده باشند، اما از حقیقت وجودی برخوردار نباشند.
حال جهت شناخت "شبکه‌ی شعور کیهانی" لازم است واقعیت و حقیقت وجودی جهان هستی را مورد بررسی دقیق‌تری قرار بدهیم: فرض کنید مطابق شکل (الف 2) تیغه‌ای داریم که می‌تواند حول محور وسط آن بچرخد. حال سوال می‌کنیم: آیا این تیغه در حالت ثابت واقعیت وجودی دارد یا خیر؟

 

 

 

شکل الف 2 شکل ب 2

 

پاسخ این سؤال مثبت است، زیرا این تیغه حادث شده و واقعیت دارد. حال اگر مطابق شکل (ب2) این تیغه را حول محور آن به سرعت به چرخش درآوریم، آنچه را که مشاهده می‌کنیم، استوانه‌ای است که قطر قاعده‌ی آن، قطر تیغه و ارتفاع آن، ضخامت تیغه خواهد بود (شکل3)

 

 

 

شکل شماره 3

 

اکنون اگر سؤال شود که "آیا این استوانه واقعیت دارد؟" جواب ما به این پرسش مثبت خواهد بود زیرا این استوانه حادث شده و به وجود آمده است، بنابراین واقعیت دارد.
اگر سؤال شود که: "آیا این استوانه، حقیقت نیز دارد؟" جواب به آن منفی است، زیرا چنین استوانه‌ای وجود خارجی نداشته و هر زمان که تیغه را از حرکت باز داریم، استوانه ناپدید می‌شود. بنابراین استوانه یک حجم مجازی و ناشی از حرکت تیغه است، لذا درست است که این استوانه واقعیت دارد، ولی فاقد حقیقت وجودی است.
در ادامه به دنبال این مشاهده و بررسی آن، به طرح سؤالات دیگری می‌پردازیم: • آیا جهان هستی واقعیت وجودی دارد؟
جواب به این پرسش قطعاً مثبت است، زیرا ما وجود داریم و می‌توانیم جهان هستی را مشاهده کنیم. • آیا جهان هستی، حقیقت وجودی نیز دارد؟
برای پاسخ به این پرسش، به بررسی اجمالی و سریعی از ساختار جهان هستی- در حدی که تا کنون قابل مشاهده و بررسی بوده است- می‌پردازیم. می‌دانیم که جهان هستی از ماده و انرژی شکل گرفته است (در اصل فقط از انرژی- رجوع به جهان تک ساختاری).
در ابتدا بخش ماده را (که شامل اجرام سماوی است،) زیر نظر گرفته و ساختمان آنها را مورد مطالعه قرار می‌دهیم. این اجرام از مولکول‌ها تشکیل شده و مولکول‌ها نیز از اتم‌ها تشکیل شده‌اند و اتم‌ها نیز به نوبه‌ی خود از ذرات بنیادی و ضد ذرات آنها شکل گرفته‌اند و این سیر تا منهای بی‌نهایت در دل اتم ادامه دارد به طوری که ابتدایی برای آن نمی‌توان یافت. همان گونه که انتهایی نیز ندارد.
اکنون به مطالعه‌ی یک اتم به عنوان آجری از ساختمان خلقت می‌پردازیم و برای بررسی دقیق‌تر، آن اتم را به اندازه‌ی یک زمین فوتبال در نظر می‌گیریم؛ در این صورت هسته اتم در مقایسه با اندازه اتم، مشابه با توپ فوتبال در مقایسه با اندازه زمین فوتبال خواهد بود (شکل4).

 

 

شکل شماره 4


اینک به طرح سؤالاتی می‌پردازیم:
• حجم و شکل این کره‌ی عظیم، از کجا ناشی شده است؟
در جواب باید بگوییم که این حجم بر اثر حرکت الکترون‌ها ایجاد شده است، که به آن "ابر الکترونی" گفته می‌شود.
• آیا وجود این کره‌ی عظیم واقعیت وجودی دارد؟
جواب قطعاً مثبت است، زیرا این کره حادث شده و واقعیت دارد، ولی... • آیا حقیقت وجودی نیز دارد؟
اگر در یک لحظه حرکت الکترون ها متوقف شود، این حجم که ناشی از حرکت الکترون ها است، ناپدید گشته و از مقابل چشمان ما محو می‌شود و تنها هسته‌ی آن (که به اندازه یک توپ فوتبال است) باقی می‌ماند. پس نتیجه می‌گیریم که این حجم وجود خارجی نداشته و ناشی از حرکت بوده و در نتیجه مجازی است. حال با همین شیوه هسته‌ی اتم را بررسی می‌کنیم. می‌دانیم که هسته‌ی اتم از پروتون و نوترون تشکیل شده است؛ مطابق شکل (5) پروتون به دور محور خود چرخش نموده و نوترون نیز با سرعت بسیار زیادی در جهت عکس حرکت پروتون، هم به دور خود چرخیده و هم به دور پروتون چرخش می‌نماید. چرخش نوترون به دور پروتون، دیسکی را پدید آورده و حجمی مجازی را ایجاد می‌کند.

 

 

 

شکل شماره 5

 

حال در صورتی که حرکت پروتون و نوترون متوقف شود، این حجم نیز ناپدید می‌شود و از آن فقط ذرات بنیادی به جا خواهد ماند که حجمی به مراتب کمتر از حجم قبلی دارد. اگر به همین منوال به داخل ذرات هسته نفوذ کرده و حرکات آنها را نیز در سطوح مختلف متوقف نماییم، ملاحظه می‌کنیم که حجم‌های حادث شده توسط آنها، یکی پس از دیگری محو شده و اثری از آنها باقی نمی‌ماند. به این ترتیب به این موضوع پی می‌بریم که مجموعه‌ای از بی‌نهایت حرکات بنیادی، هسته‌ی اتم را شکل داده که این اتم‌ها، مولکول را تشکیل داده و از مولکول‌ها، بخش مادی جهان هستی شکل گرفته است. لذا با این توصیف می‌توان گفت:
«جهان هستی از حرکت آفریده شده است» از نگاهی دیگر نیز می‌توان به این نتیجه رسید. زیرا در فیزیک مدرن، "ماده" موج متراکم است و موج نیز خود حرکت تلقی می‌شود؛ پس همه‌ی جهان هستی- چه از بُعد ماده نگاه شود و چه از بُعد انرژی- از موج ساخته شده و همان گونه که اشاره شد، موج نیز از "حرکت" به وجود آمده است. با شرح مختصر و ساده‌ای که گذشت، اینک می‌توان به پرسش طرح شده‌ی قبلی، که "آیا جهان هستی حقیقت وجودی دارد یا خیر؟"، پاسخ داد. در جواب می‌توان گفت: با توجه به این که جهان هستی از حرکت آفریده شده است، لذا جلوه‌های گوناگون آن نیز ناشی از حرکت می‌باشد و همانطور که گفته شد هر جلوه‌ای که ناشی از حرکت باشد، مجازی است؛ در نتیجه جهان هستی نیز مجازی بوده و حقیقت وجودی ندارد.
به دنبال پی بردن به این موضوع که جهان هستی از حرکت به وجود آمده است، سؤال دیگری را مطرح می‌کنیم:
• چه عاملی، به بی‌نهایت حرکت موجود در جهان هستی جهت داده است به گونه‌ای که از میان این همه حرکت، سیستم کاملاً سازمند و هدفمندی تجلی پیدا نموده است؟
در پاسخ باید گفت، تنها چیزی که می‌تواند به بی‌نهایت حرکت موجود، جهتی هدفمند داده باشد، وجود عاملی هوشمند می‌باشد که قادر است تشخیص بدهد که هر حرکتی در چه جهتی و به چه صورتی باید انجام شود تا حاصل آن بتواند سیستمی هماهنگ، هدفمند و گویا باشد. بنابراین، ماده و انرژی و یا به عبارت دیگر ساختار جهان هستی، از هوشمندی و ‌یا شعور و آگاهی به وجود آمده است و از "آگاهی" همه چیز در عالم زندگی و هستی پیدا نموده است. لذا در اصل:
«جهان هستی از حرکت آفریده شده است»
نکته دیگر اینکه هر آن چه که موجود است، زنده است و زندگی می‌کند. حتی یک اتم هم در سطح خود، زنده محسوب می‌شود. ولی نوع زندگی موجودات مختلف با یکدیگر تفاوت دارد.
اصل:
جهان هستی از حرکت آفریده شده است، از این رو جلوه‌های گوناگون آن نیز ناشی از حرکت بوده و چون هر جلوه‌ای که ناشی از حرکت باشد، مجازی است، در نتیجه جهان هستی نیز مجازی می‌‌باشد. از آنجایی که هر حرکتی نیاز به محرک و عامل جهت‌دهنده اولیه دارد، لذا این عامل، آگاهی و یا هوشمندی حاکم بر جهان هستی می‌‌باشد که آن را «شبکه‌ی شعور کیهانی» می‌نامیم.
با توضیحات ارائه شده، می‌توان گفت که در هر لحظه سه عنصر در جهان هستی موجود است: آگاهی، ماده و انرژی. بدون وجود آگاهی انسان قادر نیست از ماده و انرژی استفاده نماید؛ یعنی در صورتی که انسان ماده و انرژی را در اختیار داشته باشد، بدون داشتن آگاهی و اطلاعات، نمی‌تواند از آنها استفاده‌ی هدفمندی داشته باشد. بنابراین، در هر لحظه سه عنصر در جهان هستی وجود دارند که آنها را می‌توان مطابق شکل زیر نشان داد:

 

« تبدیل ماده و انرژی به آگاهی، خود بحث مفصل و پیچیده‌ای دارد که در فرصتی دیگر به آن میپردازیم »
همانطور که گفته شد ساختار اصلی جهان هستی، آگاهی یا شعور می‌باشد، که ماده و انرژی از آن به وجود آمده است.

Share this post

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

Joomla Templates - by Joomlage.com